تبليغاتX
شعر داستان مقاله و جوانان کل دنیا

شعر داستان مقاله و جوانان کل دنیا

جوانان و زندگی




صادق هدايت در پنج سالگي با لباس سفيد، همراه با خواهران، برادران و عموزاده‌هايش، در باغ پدربزرگ (نيرالملك)


صادق هدايت و پدرش هدايتقلي خان (اعتضاد الملك) در خانه‌ي پدري



زيورالملوك هدايت، مادري كه در تمام عمر از پسرش، صادق هدايت، نگه‌داري كرد


کد مطلب اشتباه وارد شده است

Cast from type 'DBNull' to type 'String' is not valid.




در پانزده سالگي




در شانزده سالگي



در هفده سالگي



پاريس، 1307، اين عكس پس از خودكشي اول او، در خانه‌ي عيسي هدايت گرفته شده است



پاريس، 1307

صادق هدايت در جشن بالماسكه، تهران، 1309



صادق هدايت (اين عكس روي يك عكس ديگر چاپ شده است)


صادق هدايت و صادق چوبك در ميگون، 1326



از راست: صادق هدايت، بزرگ علوي، عبدالحسين نوشين و بانو لرتا (همسر نوشين)، اطراف تهران



ورساي (فرانسه)، 1307



حوالي تهران، 1328


آخرين عكس صادق هدايت، 1329 (او اين عكس را براي تمام خويشان خود فرستاد)



صادق هدايت، سه شنبه 20 فروردين 1330 در آپارتمان اجاره‌اي شماره‌ي 37 مكرر، خيابان شامپيونه، پاريس. پيكر او را بعد از خودكشي با گاز، روي تخت خواب قرار داده‌اند


مزار صادق هدايت پس از تدفين


محل دفن صادق هدايت در گورستان پرلاشز، 27 فروردين 1330 


    در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد

و میتراشد.

    اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين

دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند

و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان

سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر

هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط

شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس

که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد

میافزاید.

    آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبيعی ، این انعکاس سایهء روح

که در حالت اغماء و برزخ بين خواب و بيداری جلوه می کند کسی پی

خواهد برد؟





+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:15  توسط محمد  | 

تناسخ از شیرکو بی کس


اگر در روزي توفاني بميري


بسا كه روحت در تن ببري حلول كند


اگر در روزي باراني بميري


بسا كه روحت در بركه‌اي حلول كند


اگر در روزي آفتابي بميري


بسا كه روحت در انعكاس پرتويي حلول كند


اگر در روزي برفي بميري

 
بسا كه روحت در تن كبكي حلول كند


اگر در روزي مه‌آلود بميري


بسا كه روحت در دره‌اي حلول كند


اما بدين‌گونه كه مي‌بينيد:


من زنده‌ام و شعر برايتان مي‌خوانم

با اين همه دير زماني است


روحم در تن كردستان حلول كرده است.!

 

از استاد بزرگ شعر و موسقی همتراز شاملو و شیخ شیراز  شیرکو بی کس

و تقدیم به تمامی دوستانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 13:38  توسط محمد  |