در این بن بست
مبادا که گفته باشی (دوستت می دارم)
دلت را می بویند
روزگار غریبی است*نازنین.
![]()
وعشق را
کنار تیرک راهبند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
![]()
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین.
آنکه بر در می کوبد شبا هنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
![]()
آنک قصابانند
بر گذر گاهها
مستقر،
با کنده و ساطوری خون آلود
روزگار غریبی است نازنین.
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را
بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
![]()
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی است نازنین.
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد![]()

۱۳۵۸/۴/۳۱ بیاد زنده یاد استاد احمد شاملو
تقدیم به تمامی عاشقان که خیلی چیزها را نهان کرده اند و به عموی غم
